تبليغاتX
من و ایلیا
من و ایلیا
خاطرات ایلیا از تولد تا...
ایلیا در آذر 90

روزهای پاییز امسال لامرد همزمان شده با زلزله هایی که هر از گاهی مو رو بر بدن آدم سیخ می کنه . جوری شده که شبا اکثر مردم تو چادر و تو کوچه و خیابون میخوابن و شهر حال و هوایی دیگه گرفته . انگار تو این گیر و واگیر اوضاع واسه ایلیا چندان بد نیست چرا که روزی صد بار میره تو چادر و بیرون میاد فکر می کنه داریم بازی می کنیم . حالا دیگه چادر شده پاتوق ایلیا و هر وقت خواستیم دنبالش بگردیم اول میریم سراغ چادر . گاهی وقتا حتی سه چرخه اش رو هم میبره داخل چادر .  یه خوبی دیگه هم که این اوضاع داشته اینه که ایلیا شبا راحتر میخوابه اگرچه بعضی شبا هم بیدار میشه و ایراد آبمیوه میگیره . تو این ده روزی که از اولین زلزله میگذره ایلیا بیشتر وقتشو تو حیاط بوده و از اونجایی که حیاط ما پر گل و درخته و چندتا جوجه هم تو حیاط داریم ایلیا رو حسابی سرگرم کرده.

از اتفاقات این یکماه اخیر اینو بگم که مربی ایلیا عوض شده و الان بجای خاله زهره خاله طاهره اومده خدا را شکر ایلیا هم خوب باهاش کنار اومده و مهد رفتنش با رغبت بیشتری همراه شده و دیگه واسه رفتن به مهد گریه نمی کنه .

تو ایام محرم امسال بواسطه بی قراریهای ایلیا و گاهی هم لجبازیاش کمتر تونستیم به مراسمات بریم .

ایلیا با سر شکسته

برا اولین بار سر ایلیا شکست بقول ایلیا کله خورد شد. مثل اینکه تو مهد به پشت از روی صندلی افتاده بود و سرش خورده بود به قرنیز لبه دیوار و زخمش چهارتا بخیه خورد که هنوز بخیه هاشو نکشیدیم.

از دیگر اتفاقات اینکه تو همین جمعه که رفتیم پاقلات ایلیا دچار دل درد شدید شد و برا اولین بار دست رو شکمش گذاشت و می گفت درد میکنه . بیچاره خیلی اذیتش کرد تا اینکه بردیمش دکتر و با دارو اروم شد.

ایلیا سوار موتور باباش

به موتور و موتور سواری علاقه شدیدی پیدا کرده هر جا موتوری ببینه میره سوار میشه تو اسباب بازیهاش هم به موتوراش بیشتر از بقیه علاقه داره.

در اخرم بگم که حرف زدنش خیلی بهتر شده و از طرفی لجبازیاش هم بیشتر اما ما دیگه حساب کار دستمون اومده و وقتی خودش فهمید که ما اهمیت نمیدیم بیخیال میشه و بقول معروف خودشو به کوچه علی چپ میزنه انگار هیچ اتفاقی نیافتاده.

راستی اینم عکس حیاطمون!

اینم عکس حیاطمون واسه اونایی که دوست دارن بدونن حیاط ما چه شکلیه!

 

|+| نوشته شده توسط مهدی عباسپور در یکشنبه 1390/09/27 ساعت 12:41 |
free counters

ایلیا به روایت تصویر 2

سلام

امروز یه سری دیگه از عکسای ایلیا که تو این مدت ازش انداختیم رو گذاشتم که هر کدوم حال و هوای ایلیا رو توصیف می کنه . زحمت نظر دادنش با شما.

 

 

|+| نوشته شده توسط مهدی عباسپور در پنجشنبه 1390/08/19 ساعت 10:26 |
free counters

جملات ایلیا در زاد روز 2 سالگی

سلامی دوباره

امروز اومدم یه پست هر چند کوتاه و مختصر راجع به ایلیا بنویسم . بهونه اصلی هم زاد روز تولدش هست اگرچه تو عید فطر براش جشن تولد گرفتیم اما حیفم اومد ما ایرانی باشیم و امروز زاد روز تولد فرزندمون بر اساس تاریخ شمسی باشه و مطلب ننویسم بنابراین اومدم و برای پاس داشت این روز عزیز می نویسم.

 ایلیا در حال نقاشی

 

پسر گلم تولد ۲ سالگیت مبارک من و مامانت بهترین آرزوها رو برات داریم امیدوارم همیشه سالم و شاداب و سرزنده باشی

 

از ایلیا بنویسم براتون که حسابی شیرین شده . هم کاراش و هم شیطونیاش

به همه سلام می کنه و با لحن بچه گونش میگه سلام سلام

جمله سازیش هم بد نیست میگه بابا بلیم (بریم)

بستنی بده لات (شکلات) بده شربت بده قذا (غذا)بده و...

چندتا سی دی آموزش زبان انگلیسی داره که خیلی بهشون علاقه منده روزی ۲-۳ بار میبینه و حروف انگلیسی رو خوب راه افتاده بعضی کلمات و اشیا رو هم به انگلیسی می گه . مثل داک (اردک) کت (گربه)و...

صدای حیوونا رو هم بلده : ایلیا پیشی چی میگه : میو  کلاغ چی میگه : کار کار - اسبه چی میگه : ایییییی - گاوه چی میگه : ما - گنجشک چی میگه : جیک - مرغه چی میگه : قد - هاپو چی میگه : هاپ

اینم یه شعر به زبون ایلیا واسه دوستای وبلاگیش تو سالروز ۲ سالگیش ( البته اولش رو خودمون میگیم ادامه شو ایلیا )

مامان بیا         جیس دالم

فوریه          خیلی کالم  

لگن بیار           زود بلام

تا خیس نشه      شبالم

فیل به این          بوگیی

لگن به این         کوتیی

پاهاش چقدی     گودس

این اقا فیل         پینکی 

 

لینک دانلود اهنگ حسنی برا کوچولوهای دوست داشتنی:

http://www.pic.iran-forum.ir/images/j9m1zlsuchsjoaks2ofg.3gp

|+| نوشته شده توسط مهدی عباسپور در سه شنبه 1390/06/29 ساعت 9:36 |
free counters


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ